عبد الكريم بى آزار شيرازى

171

باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)

بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي ، أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ؟ . . . و چون آمدند آن فرشتگان ما بسوى لوط [ كه بود از پيامبران ] با آمدن آنان شد لوط دلتنگ و غمگين و گفت امروز روزيست سخت و سنگين و آمدند قومش به سويش شتابان و پيش از اين بودند از بدكاران . [ لوط ] گفت : اى قوم من ! اينك اينانند دختران من اينان پاكيزترند بر اينان پس بترسيد از خدا و مرا خوار نسازيد پيش ميهمانانم آيا در ميان شما نيست مرد خردمندى [ تا بدهد شما را پند و اندرزى ] ؟ گفتند خوب مىدانى كه ما با دخترانت كارى نداريم و تو خوب مىدانى كه ما چه مىخواهيم . [ لوط ] گفت : كاش توان مقابله با شما را داشتم يا از دست شما به پناهگاهى امن پناه مىبردم . [ فرشتگان ] گفتند : اى لوط : مائيم فرستادگان پروردگار تو ، آنان هرگز دستشان به تو نخواهد رسيد . ببر خانواده‌ات را چون پاسى از شب بگذرد و نبايد كسى از شما به بازپس بنگرد مگر زنت كه به وى رسيدنى است آن عذابى كه به آنان رسد . وعده‌گاهشان سپيده دم است آيا سپيده دم نزديك نيست ؟ چون آمد فرمان ما زير و رو گردانديم شهرهايشان و سنگ پاره‌هايى از سنگ و گل فروباريديمشان . « 1 » حضرت لوط ( ع ) فرزند هاران و برادرزاده حضرت ابراهيم ( ع ) يكى از پيامبران الهى است . « 2 » تورات به تفصيل به شرح حال اين پيامبر ( ع ) پرداخته « 3 » ، او داراى علم و حكمت

--> ( 1 ) . هود : 77 - 82 . ( 2 ) . شعراء : 160 - 162 ؛ صافات : 13 - 20 . ( 3 ) . سفر پيدايش ، باب 11 - 14 .